X
تبلیغات
رایتل

پنج‌شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1386
عشق تو

 

دوباره دقیقه ها رو کند و آهسته می بینم

دوباره چشم خدا رو رو خودم بسته می بینم

تا دلم آروم بگیره سر به کوچه ها می زارم

رو به آدما می خندم شب و تا فردا می بارم

تویه یک جاده ی برفی پی انتها می گردم

توی این رویای آبی هنوزم اسیر دردم

آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته

آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته

برده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم

انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم

از سپیده تا سپیده آسمون ابری و تاره

مثل بغض سینه ی من شوق باریدن نداره

توی بارون به امید حرفات اشک چشمام بی قراره

عشق من سوز زمستون عشق تو شور بهاره

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

X
تبلیغات
رایتل